جستاری در قرائت داروین از «نظریه تکامل» و تعارض آن با «داروینیسم رایج» از منظر شهید مطهری(ره)

نویسنده

نویسنده

چکیده

در باب خلقت جهان، از دیرباز دو نظریه وجود داشته است: «ثبات انواع» و «تَبَدُّل» یا «تکامل انواع». «ثبات انواع» به‌معنای خلقت جداگانه هر یک از انواع است و «تبدل انواع» یعنی ایجاد انواع موجودات در اثر تکامل گونه‌های قبل از خود. نظریه تکامل انواع دارای قدمت بسیاری است؛ اما با طرح فرضیه تکامل چارلز داروین، در قرن نوزدهم میلادی، به‌شکل گسترده‌ای مطرح گردید. در این میان، مکاتب مختلف با استفاده از فضای فکری و سیاسی حاکم، از نظریه داروین در راستای اهداف خود سوء استفاده کردند. مکاتب مادی‌گرا نیز با مغالطه و تحریف نظریه داروین، تلاش داشتند آن را تاییدی بر خداناباوری تلقی کنند.
از سوی دیگر، ارائه تبیینی واقعی از نظریه تکامل بر مبنای نگاه طراح اصلی آن، امری ضروری بوده و بر این اساس، نقد‌های گوناگونی بر این نظریه و تقریرهای موجود از آن وارد شده است. در این میان، شهید آیت‌الله مرتضی مطهری(ره) با ژرف‌نگری خاص خود به‌شکل مبتکرانه و راهگشا، مغالطه داروینیست‌ها را افشا کرده و نشان داده است که نظریه تکامل به اعتقاد داروین، بدون وجود یک عامل ماوراء طبیعی، که داروین از آن با عنوان «نفخه الهی» و «قوه فعاله ماوراء طبیعی» نام می‌برد، قابل تبیین نیست. این پژوهش توسعه‌ای، با روش توصیفی و تحلیلی، با تبیین دیدگاه داروین، زمینه‌ها و پیامدهای تحریف آن را بررسی و با استناد مستقیم به آثار داروین نشان می‌دهد که نظریه داروین، با داروینیسم الحادی رایج تعارض مبنایی دارد.

کلیدواژه‌ها